قهرمان ميرزا عين السلطنه
3545
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بچهها اما كاغذجات مال حاجى آقا را با مال عماد السلطنه را اكبر برده است قزوين . يك كاغذ مال فرخ ميرزا بود كه دمكرات سختى شده ، چندتا مال بچهها كه تمام شكايت از نان گوشت و عين الملوك بود كه احدى حريف او نمىشود چاره كنيد . حتى كاغذ نزهت را كه پارهپاره كرده بود روانه داشته بود كه من ببينم . عينى چقدر شرور است . چند طغرا روزنامه بود پس از قراءت مضمون آن نوشته مىشود . ديگر وقت نيست . دمكرات حاج افخم الدوله براى ابو القاسم گريه كرده بود . نوكرها گريه كرده بودند . چه تفصيلى . يك مطلب ديگر مىگفت كه دمكراتها بسيار بدگوئى مىكردند كه چرا دروغ مىنويسند . از ما كسى كشته نشده و حال آنكه اين باعث افتخار است . همهجا مىنويسد فلان قدر از طرف كشته شد ، اما از ما دماغ احدى خون نيامد . الان هم كار با دمكرات و فرقهء « اتفاق و ترقى » است . سپهدار هم مىگفت همان زرگنده است ، ابدا اسمى از او نيست ، بلكه كموبيش بدگوئى مىكنند . نايب حسين حالا برويم سر مطالب روزنامهجات . آنها كه شكل دارد مطالبى ندارد و جز اشعار و يك قدرى هم اخبار ناقص . اما روزنامجات مجلس باز هم اخبارى نداشت . نايب حسين از كاشان فرار كرده و اهالى كاشان در طهران به هيئت وزرا ، بعد به مجلس متظلم هستند كه فردا هم كه قزاق از آنجا رفت حسين معاودت مىكند . پدر ما درآمد ، غارت ما از حد گذشت . چون منشى روزنامه هم كاشى است گريه و نالهء زياد براى آنها مىكنند كه چند مرتبه كاشان بايد از اين طرف و از آن طرف غارت شود . دفع اين نايب از دفع سالار الدوله مشكلتر شده است . املاك شعاع السلطنه امير افخم همدانى و پسرش احتشام الدوله و جمعى ديگر از ياغيهاى همدان با حاجى سيف الدوله دستگير [ شدهاند ] و به طهران مىآورند . اموالشان غارت ، املاكشان ضبط دولت [ مىشود ] ، خانه و املاك شعاع السلطنه را مىخواهند ضبط كنند . مسيو شوستر ژاندارم مىفرستد . هشت نفر سالدات روس مانع مىشوند كه رهن بانك است . مسيو